پس از اینکه همسرش، آلیس، درباره فانتزیهای جنسیاش به او میگوید، ویلیام هارفورد برای یک شب ماجراجویی جنسی عازم میشود. پس از چندین ملاقات ناموفق، او با یکی از دوستان قدیمیاش، نیک نایتینگل – که اکنون یک نوازنده است – آشنا میشود که به او از مهمانیهای جنسی عجیبی میگوید که در آنها مجبور است با چشمان بسته پیانو بنوازد. همه مردان حاضر در مهمانی لباسهای مبدل پوشیده و ماسک زدهاند در حالی که زنان همگی جوان و زیبا هستند. هارفورد موفق میشود یک لباس مناسب پیدا کند و به مهمانی برود. با این حال، وقتی به آنجا میرسد، کسی که او را با وجود ماسک میشناسد به او هشدار میدهد که در خطر بزرگی قرار دارد. او موفق میشود خود را نجات دهد، اما تهدیدها کاملاً واقعی و شوم هستند.
کنار خانواده نبینید
خیلی تخ*ی